نامه 7 وزیر دولت میرحسین موسوی به امام(ره)
آیتالله هاشمیرفسنجانی در خاطرات 7مرداد 1362نوشته است:
احمدآقا آمد؛ حالش خوب نیست، مبتلا به دل درد است. میگفت از بس،
شدید و طولانی است، محتمل است که سرطان باشد؛ البته به شوخی
گفت. تذکر داد که در مورد اختلافات واحدهای حزب [جمهوری اسلامی] در
شهرستانها، با بعضی از ائمه جمعه، لازم است خدمت امام توضیحاتی
داده شود؛ چون آنها، دائما به امام شکایت میبرند. گفت امروز صبح،
سرهنگ صیاد[شیرازی] و [محسن]رضایی از جبهه اطلاع دادهاند که دیروز
قسمتی از ارتفاعات دربند را، عراقیها پس گرفتهاند. تماس گرفتم؛
صیاد گفت چیز مهمی نبوده و اطلاع داد که به زودی، در ادامه
عملیات، حرکت موثری خواهیم داشت.
برای اقامه نماز جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. کمی دیر رسیدم.
خطبه اول را در فضیلت عالم و دوم را در مورد جنگ، ایراد کردم.
عصر، آقای نخست وزیر، تلفنی درباره ترمیم کابینه ـ که بنا است به
زودی انجام شود ـمشورت کرد. دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد و
برنامه سفرش به چند کشور آسیایی و آفریقایی را گفت. راجع به نامه
هفت نفر از وزراء (آقایان [علی اکبر]پرورش [وزیر آموزش و پرورش]
-[حبیبالله]عسکراولادی [وزیر بازرگانی-] ولایتی [وزیر امور خارجه-]
[احمد]توکلی [وزیر کار وامور اجتماعی-] [محسن]رفیق دوست [وزیر سپاه
پاسداران-] [علی اکبر]ناطق [نوری وزیر کشور])به امام بحث کردیم؛
اشتباه بوده است.